همیشه باید ایستاد ................حتی اگر همه رفته باشند .....

چون همیشه کسی هست که در این دنیا به ایستادگی تو نیاز دارد ....
+
نوشتم شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 12:49 بعد از ظهر به نام ری را
|
قصه گو :

قصه تمام شد برو بخواب..........................
+
نوشتم یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 2:19 بعد از ظهر به نام ری را
|

وقتی دلم برات تنگ میشه...................
م.و.ر.چ.ه
+
نوشتم سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 3:36 بعد از ظهر به نام ری را
|
این اشتباه ...............

تا به امروز دامنم را گرفته ...................................
+
نوشتم دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 8:5 قبل از ظهر به نام ری را
|
چقدر زندگی سخته ها...........................

یه روز ازش سر در میارم .....الان زوده....................
+
نوشتم جمعه پنجم آبان 1385ساعت 9:18 بعد از ظهر به نام ری را
|
۲شنبه به دنیا آمدم با درد .........................................

یه اعتراف :
من خیلی می ترسم ........
+
نوشتم چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 11:11 قبل از ظهر به نام ری را
|
هر روز میشود متولد شد

کمکم کنید که به دنیا بیایم
+
نوشتم دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 9:44 قبل از ظهر به نام ری را
|